تبليغاتX
زندگی با اسانس طراوت


















زندگی با اسانس طراوت

برای زندگی کردن هنوز هم فرصت هست اگر...

انقلاب برای چه بود ؟

باقی عکس در ادامه مطلب


ادامه مطلب

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت22:34توسط من | |

روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل متوجه ميشود كه هتل به كامپيوتر مجهز است. تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند.

نامه را مي‌نويسد اما در تايپ آدرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينكه متوجه شود نامه را مي‌فرستد. در اين ضمن در گوشه‌اي ديگر از اين كره خاكي زني كه تازه از مراسم خاكسپاري همسرش به خانه بازگشته بود با اين فكر كه شايد تسليتي از دوستان يا آشنايان داشته باشد به سراغ كامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چك كند.

اما پس از خواندن اولين نامه غش ميكند و بر زمين مي‌افتد. پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين مي‌بيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي‌افتد:
گيرنده: همسر عزيزم
موضوع: من رسيدم

ميدونم كه از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي. راستش آنها اينجا كامپيوتر دارند و هركس به اينجا مي‌آد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته. من همين الان رسيدم و همه چيز را چك كردم. همه چيز براي ورود تو رو به راهه.
فردا مي‌بينمت. اميدوارم سفر تو هم مثل من بي خطر باشه.
واي چه قدر اينجا گرمه!!

+نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت16:58توسط من | |